یکی بود یکی نبود....

یکی بود یکی نبود .....

وقتی او بود محبت بود و بخشش وقتی من بودم  کینه بود و خشم !

وقتی او بود من کی بودم !!!! آره همیشه یکی بود یکی نبود؛

 اما وقتی او بود من عاشق بودم و  وقتی نبود یک هوسران !

وقتی او بود رحمت بود و صفا بود و مهر ؛ وقتی نبود خودخواهی بود و غرور بود و رنج !

یکی بود یکی نبود اما او که بود همه چیز بود و من که بودم همه نا چیز !

وقتی او بود زندگی بود و قدر بود و بها ، وقتی من بودم مرگ بود و قبر بود و فنا !

وقتی او بود شجاعت بود و آرامش وقتی من بودم ترس بود و اضطراب بود و عدم آسایش !

وقتی او بود سبک بودم و رها وقتی من بودم زنجیر ها به پا!

وقتی او بود همه جا زیبا وقتی من بودم پر بود از دروغ و ریا ! 

تا اینکه...

من نابود شد ،  

حالا دیگه یکی بود و

غیر از خدا هیچکس نبود.

 

/ 73 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترک تنها

تکه های پازل کودکیم را کنار هم می چینم .... دلی کوچک..... پر از رویا....پر از آرزو.....پر از خنده..... شاید.... این همان چیزیست.... که تو در نگاهم می جویی .... و من در روزگارم گم کرده ام!!!!! ب روزم.. نمی آیید!!

خیزران

سلام لطیف وپراحساس دلنوشته وقتی واقعاازدل بیادبه دل میشینه بااحترام

خیزران

سلام لطیف وپراحساس دلنوشته وقتی واقعاازدل بیادبه دل میشینه بااحترام

خیزران

سلام لطیف وپراحساس دلنوشته وقتی واقعاازدل بیادبه دل میشینه بااحترام

فصل خدا

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته سجاده گشته رنگين از خون سرور دين يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد --- با عرض تسليت و التماس دعا.

سعید1988

سلام آپم خوشحالم کنید با اومدنتون[گل]

غزال

سلام مریم جان قشنگ بود سبز باشی