دیوانه

سالهاست که از یه خیابون رد میشم ( اگر بگم 10 سال اغراق نکردم ) و در تمام این سالها مردی را می بینم که شاید از نظر من و تو دیوانه به نظر بیاد اما , هر روز اگر حدود ساعت 7 از آنجا رد شی می بینی که داره ورزش میکنه و آهنگی رو زیر لب زمزمه میکنه, شاید هم به نوعی می رقصه, درست سر یک چهار راه پر رفت و آمد,کنار پیاده رو !!!! 

در تمام این سالهاکه حالا دیگه کم کم موهاش هم سپید  شده,   لبخند رو از هیچ کس دریغ نکرده, و آنچنان با عشق ورزش میکنه که ناخود آگاه وقتی می بینیش از ته دل شاد می شی.

کارگر ساده ی یک کارواش !!

خیلی ها میگن اون دیونه است, خوب باشه !!

مهم اینه که نقشش تو این دنیا چیه ؟ اگر یک دل هم با دیدنش شاد میشه اون کارش را عاشقانه انجام داده.

با همه ی ادعا هایی که داریم دل کسی را شاد میکنیم ؟این هنر رو داریم که صبح زود باعث انگیزه تو اطرافیانمون بشیم ؟

اصلا نقش ما تو این دنیا چیه ؟

می خواهی امروز برگردیم به خودمون و دوباره از نو شروع کنیم؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
مریم

سلام بانوی هم نام من! اون داره زندگی میکنه. از زندگیش لذت میبره. تازه دیگرانم تو این لذتش شریک میکنه-همون لبخندی که رو لبشه- . بذار بگن دیوونس. اگه دیوونگی اینه...دیوانگی را عشق است. زندگیت سرشار از عطر دل انگیز گل های مریم.

امیر

مريم اسم وبلاگتو خيلي دوست دارم. تمام زندگي من توي اين عبارت هست «دستهاي کيهاني». من فکر ميکنم دردها و سختيهاي يک انسان به اون عمق ميدن يعني هر کي به اندازه سختيهايي که کشيده از عمق دروني برخورداره. خوب زيبا تر اينه که عم دردهات عميق تر ميشه و هم شاديهات. خوب اين خيلي لذت بخشه. ولي شايد اگه يه کم اهل حوصله باشي و خيلي هم عجله نداشته باشي منظورمو شايد با خوندن مطالب وبلاگم و شعر هام بهتر درک کني. يکي ديگه از چيزهايي که هميشه باعث ضد حال خوردنه قضاوت کردنه که من ازش پرهيز ميکنم و اين عمق بيشتري به زندگي ميده. توضيحش مفصله دوستم.

امیر

اين مطلبتم که الان واسش PM ميذارم، خيلي عاليه، يعني خيلي عاليه ها، دوسش دارم.