در گوشم نجوا مکن...

گاهی انتخاب چقدر سخت میشه ! میمانی بین

 رفتن یا ماندن ،سکوت یا اعتراض ،مرگ یا زندگی ،جنگ یا صلح ،

عشق یا نفرت ،آزادی یا قفس ،خنده یا گریه ، رفاه یا شکنجه ،

آرامش یا ترس ،لبخند یا قهقهه ،غم یا شادی و ..........

 اطرافم پراست از تضادهای جورواجور و در این میانه من همواره

محکومم به انتخاب یکی ،جنگ مغلوبی بین دل و عقل!!

از چهار چوبهای عقلانی و ارزش گذاری های سطحی به سطوح آمده ام

از خوب ، بد،ترسو ، شجاع ،پولدار ،تحصیل کرده ،زشت ،زیبا و

هزاران صفت ارزشی که تنها زاییده ی تفکر عقلانی من است

 خسته ام .........خسته !

 بگذار تا دمی راحت جانی طلبم می خواهم عاشقانه زندگی

کنم ،نادیده خریدار باشم ،بگذار دلم را به دروغی خوش کنم و

عمریی را به باد دهم، هرچه بادا باد!!!!

 مهلتی ای عقل ، اینهمه در گوشم نجوا مکن...

 

 

 

/ 49 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم

سلام به مریم عزیز مطلب خوبی آپ کرده بودی. خوشحال میشم در زندگی موفق به دیدنم بیای http://www.m-counseling.persianblog.ir [گل][گل]

محمد حسین

انتخاب جنگیدن در جبهه خیر و شر ، بر عهده ی خود آدم است. تردید را کنار بنه و برخیز. آرش حجازی » رمان کیخسرو!! به روزم!

کوروش

درود بیش از یک دهه از قتل ناجوانمردانه شماری از فرهیختگان کشورمان میگذرد. کسانی که به فکر ابدی کردن سلطه خود بر کشور بودند، شبانه و مخفیانه، مریدان خود را به جان تعدادی از شهروندان بی گناه انداختند و به فجیع ترین وضع آنان را به قتل رساندند. اما پس از افشای جنایات مریدان خود را به عنوان "خودسر" بازداشت کردند و به صورتی مشکوک به قتل رساندند تا سران و حاکمان خودسر پرور در حاشیه امن خود باقی بمانند. عنصر به اصطلاح خودسر را کشتند، اما طبق توصیه های همان خودسر، فرمان به عدم بازنگری و اصلاح قانون مطبوعات داده شد، تا مبادا ملت راه و رسم دفاع از حقوق خود را بیاموزد و به خوابگاه دانشجویان حمله کردند.این همه به خاطر فلج کردن دولتی بود که تکیه بر رای مردم داشت؛ این همه به خاطر بر سر کار آوردن دولتی بود که به جای تکریم ملت، مردم را تحقیر کند و دنبال اتوموبیل خود بدواند. امروز همگان نتایج سکوت در برابر این تحقیر ملی و حقارت بین المللی را به چشم مشاهده میکنند. از همه شاهدان روزگار تقاضا داریم که در سالگرد پرپر شدن شاهدان چمن، داریوش و پروانه فروهر گرد هم آییم و با گرامی داشتن یاد آن دو عزیز، با خود زمزمه کنیم که

محمد Mohammad

سلاااااااااااام خوبی دوست هم پیمان من در دنیای مجازی؟؟ صبح شنبه 30 آبان ماهت بخیر و شادی و لطافت امیدوارم شنبه و اول هفته خوبی شروع کرده باشی و با موفقیت تمام و رسیدن به خواسته های معقول دلت به پایان ببری آرزوی من رسیدن به آرزوهای توست برای خودت دوست يعني کسي که وقتي هست آروم باشي و وقتي نيست چيزي توي زندگيت کم باشه عجب پائیر دل انگیزی و چه هوای مطلوبی برای قدم زدن و ورزش کردن میدونم که اگه تنها باشی هالی نمیده ولی چاره ای نیست[چشمک] از اینکه به وبنوشته های من سری میزنی و منو خوشحال میکنی ممنون چون این آمدن توست که به من وجود میدهد و منو در ادامه راه مصمم میکنه آخه میگن شنونده سخنگو را به وجد آورد من آپیدم دوست داشتی بازم قدم بگذار تو دل منو بیا و منو شاد کن شاداب باش که شادابی حق توست[قلب][گل]

آزاده

هر زمان حس می کنم مردم به رویم لبخند نمی زنند '' خودم شروع به لبخند زدن وخوش و بش با آنان می کنم . و ناگهان به طرز معجزه آسایی '' پیرامونم پر از انسان هایی می شودکه لبخند بر لب دارند. رابرت کیوساکی سلام شاد و سربلند باشی

سیروس

[لبخند][قلب][قلب][قلب] سلام عزیز دلم خوبی؟ چه خبرا! دلم واست 1 زره شده بود[گل][گل][گل]

امیر

جرم من چیست که شیدای نگاهت شده ام آنقدر واله که انگشت نمایت شده ام جرم من چیست که در کلبه تنهایی خویش زاهد گوشه محراب لبانت شده ام آخر ای اختر تابنده به دامان سپهر جرم من چیست که رسوای زمانت شده ام آمدی ساده نشستی به گلیم دل من جرم من چیست که معشوق نوازت شده ام ای که از شور جوانی خودت سرمستی ساغری نوش که ساقی شرابت شده ام آمدی ساده نشستی و چو طوفان رفتی هیچ انگار ندیدی که خرابت شده ام رفتی و بی خبر از خویش نمودی ما را لحظه ای چند نظر کن نگرانت شده ام ای که از حال دل من خبری نیست تو را باخبر باش که من چشم به راهت شده ام