تب مجنون...

 

قلبم فریاد دارد ! سنگین است !!

از کجا به تب مجنون گرفتار آمده نمیدانم ؟!

کسی کویر اندیشه ام را آبیاری کرده است

دلم چون زمین بایری که پس از سالها خاکش را زیر

و رو کرده اند عشق را نفس میکشد آنهم عمیق و با  احتیاط !!!

ریه های احساسم از تنفس حضورش می سوزد

سالها بود اینچنین خاک دلم زیر و رو نشده بود!

ریشه دوانده در عمق وجودم ! نجوایش در همه ی روانم پیچیده

عشق بی محابا در من تکثیر می شود !! هنگامه ای بر پاست !

آی عشق! کمی آرامتر مرا تسخیر کن!

این تن رنجور توان اینهمه تکثیر و بودن و عاشقی را ندارد !

.

.

با توااااااااااا.........م

ص ...د...ا...ی...م را

در.... میانه ی این ط...وفا...ن سهم...گین

می .....شن.......وی؟؟؟؟؟!!!

 

 

/ 95 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mermaid!

يادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم.... [گل][گل][گل]

احمد

سلام دگر بار عاشق مست با اهنگ دیگری امده است...برای پرواز ...تا به تو بگوید که میتوان با اهنگ خدا پرواز را اموخت بی انکه خود را در زنجیر تعصبات و ادیان اسیر کرد...و عاشق مست به تو خواهد گفت که باید عاشقی کرد....در راه عشق سختیهاست اما صادقانه قدم بگذار ...بیا برای مستی ....برا اندیشیدن...برای گوش کردن به سمفونی اهنگهای خدا...ممنون میشوم اگر جسارتی کرده و منتی بگذاری بر من و مرا از شراب احساس..اندیشه و دیدگاهت مست کنی.....و برایم بنگاری انچه بر تو میگذرد

سالک

عاشقی هم خوب دردیست

بلاگچه

با سلام و درود؛ شما دعوت به عضویت در سایت میکروبلاگینگ و جامعه مجازی بلاگچه شده اید. بلاگچه، یک سرویس میکروبلاگینگ فارسی و یک جامعه مجازی برای ارتباط شما با افکار, عقاید و نوشته های دوستان، آشنایان و افرادی است که منتظر آشنایی با شما هستند! blogche.ir

یک دوست

سلام حال شما؟ هنوز آپ نکردید ؟ با غریب یا قریب آپم [گل][گل]

احمد

وروزی دیگر برای تولدی دوباره ....من دیوانه وار نوشتم...میپنداشتم فرصتی نیست...گویی وقت پایان بود...و درین داد بیداد جگرم خاکستر شد....دوستان عزیز ستارگان بی شمار شدن....از امشب شما را برای همه شبهای عاشقیم دعوت میکنم.... دیگر نیازی به دعوت ندارید همه شما صاحب خانه اید..گر من ز یادها روم خیالی نیست...گر نامم را زیر پای خشم فراموشی ببینم عاری نیست....دلشاد به آنم عشق نمیرد هرگز...مست باشین و مستانه زندگی کنید...وچون با غروب یا خدایید به هنگام طلوع خدا را فراموش نکنید....خمره های شرابم در انتظار اندیشه ها و احساسات شماست...شاد باشید و مانا....سپاس از حضورتان..(از شبهای دیگر گر امدین به جای دعوت جواب محبتها و احساسات شمارا خواهم داد.امیدوارم به هرشب در بود و نبودم به خانه ام بیایی و گلی بکاری )منتظرت خواهم بود