مردن!!!

تا حالا دیدی بعضی کلمه ها چه احساساتی رو بهت منتقل میکنن ؟؟

انگار همین الان هرچی که مغزت از اون کلمه در خودش جمع کرده را

با همه ی سلولهایوجودت حس میکنی

یکی از اونها مرگه .........آره مرگ

همونی که وقتی اتفاق می افته دیگه دستمون از همه چیز کوتاه میشه!!!! 

دیدی، آدما معمولا از گفتن این کلمه فرار میکنند !! 

حالا چرا اینو گفتم؟؟؟؟؟

تا میگیم مرگ همه  کلی پارچه سفید یادشون میاد و رفتن زیر خاک رو میبینن و

مابقی ماجرا .............

اما هیچ کدوم فکر نمیکنیم که مرگ میتونه حتی وقتی زنده ای اتفاق بیافته

نفس میکشی راه میری وروزمره هاتو انجام میدی  اما مردی

  چه جوری؟؟؟  اینجوری:

وقتی به آرزوهات فکر نمی کنی تو مردی

وقتی که عاشق نیستی بازهم مردی

وقتی بدون هدفی توی زندگی می چرخی تو مردی

وقتی اشک آدما بیشتر عصبانیت میکنه تا اینکه دلت رو به رحم بیاره تو مردی

وقتی از بغل اون کارتن خواب یخ زده تو خیابون رد میشی و میگی یکی نیست

اینها رو جمع کنه بازم مردی

وقتی از وطنت بیرون میری و با کلی افتخار هوییتت رو پنهان میکنی  تو مردی

وقتی هیچ کار مفیدی تو این دنیا نمی کنی به غیر از خور و خواب و خشم و شهوت

بازم مردی

وقتی اون پسر کوچولویی که به شیشه ماشینت میزنه تا ازش چیزی بخری و تو با غرور

بدونه اینکه چیزی بخری کمی شیشه رو پایین میدی و صد تومن بهش میدی

 به خدا تو مردی 

باور کن مردن فقط زیر خاک رفتن نیست 

اگر اطرافت رو با دقت نگاه کنی پره از مرده های متحرکه

چی میشه که خیلی ها میان و میرن از  این دنیا اما کسی نمی فهمه

ولی بعضی ها میان و  هیچ وقت نامشون دنیا رو ترک نمی کنه

چی میشه که یکی توی این دنیا برای همیشه چهره ی ماندگار میشه ؟

نکنه ماهم جزء مرده های متحرک باشیم

میای کمی جدی تر بهش فکر کنیم؟

/ 8 نظر / 7 بازدید
مهران

نبش قبر از جرمهای خیلی سنگین است. لطفا مواظب باشید. الان شما پا روی قبر من گذاشته اید.[شوخی][شیطان][گل][دست]

سیروس

dorud bar shoma poste besyar ghashangi bod,omidvaram movafagh bashid,ahouraye iranzamin negahdaretun,bedrud[گل]

علي

___¤¤¤¤¤¤¤¤_______ـ_____ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___ـ____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_ـ_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤

علي

___¤¤¤¤¤¤¤¤_______ـ_____ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___ـ____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_ـ_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤

واژه فروش

در هوای جاری بودن حکم آن را که دیگر نه می شنوی و نه نه می بینی ذراتی هستی از دخالت بر دلالت هر آن چه که گفتی به چشم محنت خریدارم ...حقیقت در جای دیگر نهفته ست کمی بیشتر دقت کن خواهی جویدش من مفتی نمی گم بله ... علی[گل]

واژه فروش

دستای کیهانی که می توان دنیایی را وزن کرد به سبکی باد که قاصدک ها را می کشاند به سوی مقصد علی[گل]

سعیده

به پایان فکر نکن اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ میکند....بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز