نشخوار عاطفی...

 

وقتی از هیاهوی دلهای بی خبر خسته میشی و در سکوت

خودت فرو میری دیگه دلت نمی خواد برگردی به اصواتی که از

هارمونی تو خارجند آنوقته که همه چی به سکوت میگذره !

دیگه حتی گفتن دوستت دارم هم بند بند وجودت رو می لرزونه

حتی نوشتن هم پرنده ی کوچک و گرفتار دلت رو به وحشت

میندازه و بعد خود بخود در کنار پرچین بی خیالیه روزگار ، هر روز

و هر ثانیه ی عمر رو بی بها بر دیوار دنیا می کشی و چون

سطحی که برآن نقش میزنی هموار نیست  عمر ت زودتر کوتاه

میشه و سکوت تو عمیق تر ! اونوقته که ......

آرام و بی قید به نشخوار عاطفی لحظه های تکرار نشدنی و

خواستنی روی میاری،لحظه های که تقدیرت رو نمی دونستی

و سر خوش ، بهونه ی زندگی بودی برای پرنده های مهاجر

و دست هایت ،کیهانی را در خود پنهان کرده بود که آسمانش

همیشه صاف و آبی و برکه های خیالش انعکاس معصومیتی

ازلی را در خود داشت ،فارغ از بازار مکاره ی عشق های سرخ و

کذایی !

حالا که همه ی وجودت نگاهی شده در سکوت ،‌ مجبوری هی

ببینی و هی بباری و هر ازگاهی پلکی بزنی تا باور کنی

حقیقت ِ بودن را !  

و باز نشخوار عاطفی .....

به خودت میای

می بینی داری تکرار میکنی ............

 "حرفهای نگفته رو همیشه میشه گفت "

اما...اما

"کاش عمرم کفاف بده" 

 

/ 60 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انگاره ها

[گل]

ستاره

ام به مريم عزيز..از نوشتت لذت بردم ...بعضي اوقات درمورد بعضي نوشته ها نمي دونم چه نظري بدم..موفق باشي عزيزم..[گل]

عسل

درود....چقدر این حس نزدیک بود...کاش گوشی هم باشه که گوش بده نه بشنوه! ... ....سبز باشی واهورایی....

نامحرمانه

سلام مریم عزیزم حرف های نگفته رو همیشه هم نمیشه گفت گاهی عمر کفاف میده اما این نگفته هاست که آدمو خفه میکنه

ترنم

با سلام بسیار عالی موفق و سربلند باشی

actors cinema

بسیار عالی و تاثیرگذار بود افرین.[گل] به ما هم سری بزن خوشحال میشویم.[گل][دست]