تو باشی و ...

 

تو باشی و عشق

تو باشی و گرمی ِ یک آغوش

تو باشی و مهر

تو باشی و آرامش

تو باشی و آنچه دلت خواست

و پس از آن
 
اگر هیچ کجای دنیا را برای آسایش ندهند

غمی نیست , دلم  به کوهی از عشق تکیه داده است !

 

 

پ.ن : هیچوقت گفته نشد

 

/ 38 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شرحه شرحه ( م.ن.پروا )

با سلام و عرض ادب! حقیقتا همین گونه است که فرموده اید. از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند. شاد و سربلند باشید.[گل][قلب]

baran

به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بی کرانه را جدی نگرفته ام حتی عشق را! زنده یاد قیصر امین پور

گردآفرید

کوتاه و زیباست. خوشحال میشم به منم سر بزنی...[گل]

مینا

اما برای من کسی نیست و عشقی نیست. آغوشی نیست و مهری نیست. آرامشی نیست و غم بیشتر اوقات هست. حتی کوه خالی از عشق هم واسه ی تکیه نیست. اون کسی رو که می تونست این نقش رو برام داشته باشه پیدا کردم اما دیر دیدمش.

unborn

عشق باشدو ابدیت................زیبا بود

unborn

عشق باشدو ابدیت................زیبا بود

b.e.

[گل][گل][گل][گل]

رها

مریم جان نوشته هات خیلی عالیه[گل]