دستهای کیهانی
داغ شقایق...

از روی آتش عشق پریدم و بی خیال گفتم :

"زردی من از تو ،سرخی تو از من"به یکباره دلم آتش گرفت و

سرخ شد،هراسان فریاد زدم "سوخت از این غم جانانه دلم"!

آتش شعله کشید و گفت :"زردی تو از من سرخی من از تو "

...!!!

باد  خاکسترم را به هوا برد ؛  ذرات سوزان و سرخ ،

بر هر دلی که نشست داغی از شقایق گذاشت.

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ - مریم (دستهای کیهانی)