دستهای کیهانی
یک لحظه رهایی عیبی نداره!

نقش و نگار عزیزم چند روز پیش منو به یه بازی دعوت کرد، اونهم یه بازی هیجانی ! یه بازی که در دنیای مجازی باعث شد تا من کلی لذت ببرم نقش ونگار رو هم یکی از دوستاش(بهار نیلی) دعوت کرده بود اما چرا اینها رو گفتم و اون بازی چی بود تا بعد ادامه ی ماجرا رو بگم ؛ بازی اینه

"چیزایی که خوشت میاد را بنویسی ،چیزای خوبی که حتی نوشتنش باعث شادی روحت و لبخند روی لبات میشه "

من اینها رو نوشتم:


از برف بازی خوشم میاد
از بوی اول صبح جنگل خوشم میاد
از بازی کردن آدم بزرگا وقتی بدون نقاب کلاسی هستند خوشم میاد
از بوی خاک خوشم میاد
از سکوت شب خوشم میاد
از صدای دریا خوشم میاد
از اینکه عین بچه 2 ساله ها بپر بپر کنم خوشم میاد
از اینکه بدون نگرانی نظرم رو بگم خوشم میاد
از بیرون رفتن با کسی که دوستش دارم خوشم میاد
از گرفتن دست عزیزم خوشم میاد
از یاد آوری شیطنتهای گذشتم خوشم میاد
از اینکه هر کاری کنم کسی بهم کار نداشته باشه خوشم میاد
از اینکه با صدای بلند بخندم خوشم میاد
از اینکه نظرات وبلاگم رو بخونم خوشم میاد
از دیدن برق نگاه آدما وقتی شادن خوشم میاد
از کمک کردن به دیگران خوشم میاد
از اینکه دیگران دوستم داشته باشن خوشم میاد
از غافلگیر کردن دیگران خوشم میاد
از ایستادن توی باد و رها کردن موهام خوشم میاد
از پرواز کردن خوشم میاد
از نوشتن خوشم میاد
از ساندویچ خوشم میاد
از دوچرخه سواری خوشم میاد
از امید دادن به دیگران خوشم میاد

از بوی عطری که یادآور لحظه های عاشقیه خوشم میاد

از اینکه ضربان قلبم با دیدن بعضی آدما بالا میره خوشم میاد !

وخیلی چیز های دیگه..........

تو چی می نویسی که لبخند روی لبات بیاره؟

اما ماجرا ، پیرو همین بازی دیروز رفتیم یه جای با صفا و دنج توی طبیعت کنار یک رودخانه و تا تونستیم بدونه رعایت هیچ کلاسی آب بازی کردیم و دویدیم و همدیگر و خیس کردیم و با صدای بلند خندیدیم و لذت بردیم .آخر سر هم همه با همون لباسای خیس دور هم نشستیم و ناهار خوردیم . جای همتون خالی بود!!!

راستی رها شدن از قید و بندایی که خودمون به دست و پاهامون زدیم چقدر عالیه ! رها شدن از نقابهایی که فقط به خاطر حفظ ارزش های زائدیست که در دامشون افتادیم ..........

مدرک ،سمت کاری ،خانواده ی برتر ، دیگران چی فکر میکنن،

سن و سال و هزاران بند دیگر .................!!!!!!!!

شما هم این هفته امتحان کنید و لذت رهایی رو حس کنید. 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸ - مریم (دستهای کیهانی)