دستهای کیهانی
آواز عاشقانه

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

حق با سکوت بود،صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد،های های عزا در گلو شکست

"بادا" مباداگشت و "مبادا"به باد رفت

"آیا" زیاد رفت و "چرا" در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست!

 

زنده یاد قیصر امین پور

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ - مریم (دستهای کیهانی)