دستهای کیهانی
حال که رسوا شده ام..

حال که رسوا شده ام می روی

واله و  شیدا  شده ام  می روی

حال که غیر از تو ندارم کسی

این همه تنها شده ام  می روی

حال که چون پیکر سوزان شمع

شعله  سراپا  شده ام  می روی

حال که در وادی عشق و جنون

وامق  عذرا  شده ام  می روی

حال  که  نادیده  خریدار  آن

گوهر یکتا شده ام می روی

حال که در بحر تماشای تو

غرق تمنا شده ام می روی

اینهمه رسوا تو مرا خواستی

حال که رسوا شده ام میروی!!

پ.ن: شاعر این شعر را فراموش کردم هرکسی میدونه یادآوری کنه.

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)