دستهای کیهانی
میای بریم برف بازی ؟

چه برف قشنگی چرخ میزنه و میاد پایین، سبک، آزاد، رها !! 

دلم می خواست میرفتم و گلوله برفی درست میکردم و

هر کی میامد بره میزدم تو کله اش ،

بابا اخماتو باز کن ،بخند، شاد باش،

 آخه کی تضمین کرده که دفعه ی بعدی هم که برف بیاد

 ما باشیم ؟

پس حالا که معلوم نیست باشیم یا نباشیم ،بیا این دم رو

غنیمت بشماریم،

آنقدر آدما دیروز بودن و امروز فقط سرمای خاک رو حس میکنن !

آنقدر آدما هستن که حاضرن ملیونها خرج کنند تا بتونن مثل

 من و تو زیر بارش برف راه برن و با گلوله های برفی تو سر و

کله هم بزنن .

خدای مهربان بهت سلامتی داده

پس معطل چی هستی ؟

اگه دلت گرفته

اگه عشقت گذاشته و رفته

اگه حس میکنی به آخر خط رسیدی

اگه بد آوردی 

اگه تنها موندی و غربت گرفتت

اگه قرض داری

اگه یه مشکل لاینحل داری

 

 و اگه..........

فردا که شد همشو بگذار کنار ،با خودت بگو :

"بعد بهشون فکر میکنم"

برو برف بازی،

یه آدم برفی بساز بعد

آنقدر حرفهاتو بهش بزن تا آب بشه

اصلا می دونی زشت و گنده بسازش

تا با دیدنش خودت یکدفعه بزنی زیر خنده

آره دنیا به همین قشنگیه

فقط باید شادی کردن و یاد  بگیریم همین!

 غصه خوردنو همه بلدیم!!!!!!

 خدارو چه دیدی شاید تو برف بازی فردا همدیگر و دیدیم.

 

 

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)