دستهای کیهانی
عرض زندگی

پشت پنجره نشسته بود و رفته بود تو فکر نشستنش اونطوری بیحرکت

 منو یاد مردن حضرت سلیمان انداخته بود !!!

 همیشه وقتی اینطوری در سکوت فرو میره میدونم داره خاطرات تلخ و

شیرینش رو مرور میکنه!

وقتی ازش می پرسم :به چی فکر می کنی؟ منو نگاه میکنه و میگه: 

   " به زندگی ".

می خندم و میگم زندگی که اینقدر فکر کردن نداره !!!!!!!!!!!!!!!

بازهم ساکت میشه و بعد میگه" طولش آره اما عرض زندگی یعنی

اینکه چی از خودت بجا گذاشتی خیلی فکر کردن داره ".

منم یکدفعه رفتم تو فکر.......

 راستی چی به یادگار از من برای مردم دنیا می مونه؟

عشق؟ علم؟ نفرت؟ پول ؟خاطره های شیرین ؟

یا شایدم بعد رفتنم بگن نه خانی آمده و نه خانی رفته !!!!

خدایا کمکمون کن چقدر وقت تنگه و ما غافلیم.

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)