دستهای کیهانی
دیوانه

سالهاست که از یه خیابون رد میشم ( اگر بگم 10 سال اغراق نکردم ) و در تمام این سالها مردی را می بینم که شاید از نظر من و تو دیوانه به نظر بیاد اما , هر روز اگر حدود ساعت 7 از آنجا رد شی می بینی که داره ورزش میکنه و آهنگی رو زیر لب زمزمه میکنه, شاید هم به نوعی می رقصه, درست سر یک چهار راه پر رفت و آمد,کنار پیاده رو !!!! 

در تمام این سالهاکه حالا دیگه کم کم موهاش هم سپید  شده,   لبخند رو از هیچ کس دریغ نکرده, و آنچنان با عشق ورزش میکنه که ناخود آگاه وقتی می بینیش از ته دل شاد می شی.

کارگر ساده ی یک کارواش !!

خیلی ها میگن اون دیونه است, خوب باشه !!

مهم اینه که نقشش تو این دنیا چیه ؟ اگر یک دل هم با دیدنش شاد میشه اون کارش را عاشقانه انجام داده.

با همه ی ادعا هایی که داریم دل کسی را شاد میکنیم ؟این هنر رو داریم که صبح زود باعث انگیزه تو اطرافیانمون بشیم ؟

اصلا نقش ما تو این دنیا چیه ؟

می خواهی امروز برگردیم به خودمون و دوباره از نو شروع کنیم؟

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)