دستهای کیهانی
هر چه دلم خواست نشد!

درد روحی که در کالبدی زندانی است,درد انسانی که عالم برایش کم است وبا اینهمه,

از لحظه ای آنچنان که بخواهد, از گفتگویی  با آنکه می خواهد و از گفتنی از آنچه که

می خواهد محرومش کرده اند!

آزادی می خواست و ندادند,عدالت می خواست و ندادند, می خواست مردم را بفهماند

 نگذاشتند,می خواست لکه های فقر و پستی و جهل را از چهره ی ملتش بزداید  نشد,

می خواست  کاروان بی پناه و بی سرپرستی را راه برد, خانه نشینش کردند,

 میخواست عمر را همه در ارادت استادش بگذراندمرگ جدایی افکند ,

می خواستکسی را دوست بدارد اما.........!

هرچه خواست نشد و هرچه نمی خواست شد!!!!!!!!

(دکتر شریعتی)

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)