دستهای کیهانی
مرد که گریه نمیکنه!

کی به تو گفته نباید گریه کنی ؟

اصلا واسه ی چی این جمله رو دودستی چسبیدی:

"مرد که گریه نمی کنه" و هر چی غم به جان خودت میخری !

بعد بعضی جاها آنقدر بهت فشار میاد که دیگه طاقتت تموم میشه تو دلت میگی:

 "کاش منم می تونستم بدون خجالت اشک بریزم تا سبک بشم و در همان لحظه از این گناه کبیره ذهنی توبه میکنی و هی با خودت میگی آروم باش ,مردا گریه نمیکنن!!!"

گاهی تو هم نیاز به آغوش آرامبخش مادر داری ,بگو که بارها هوست کرده مثل گذشته ها سرتو روی پاهاش بگذاری و موهاتو نوازش کنه,اما آن غرور لعنتیت نگذاشته! 

آخه فکر میکنی از وقتی بزرگ شدی دیگه باید همه چیز رو تو به دوش بکشی؟

غم نان ,غم کار,غم بودن و نبودن,غم ......

بیا و این سنت و بشکن هر وقت دلت گرفت با سربلندی اشک بریز و از این نعمت خداوندی استفاده کن ,آرامش بگیر ,آنوقت ببین چقدر عاشقتری ی ی ی ی ی ی ی!

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)