دستهای کیهانی
گاهی ....می شویم!

گاهی لبخندیم : می شویم وسعت زیبایی یک چهره!

گاهی آبیم : آنهم گوارا ! در برهوت تنهایی یک خسته دل!

گاهی سیگاریم :کشیده می شویم،سوخته می شویم ،دود می شویم

و آخر هم همیشه باید ترک شویم!

گاهی غمیم : آه می شویم و می چسبیم به در و دیوار زندگی!

گاهی ترس می شویم : تیره و تاریک ، خود را پنهان می کنیم و

فرصت ها را می سوزانیم!

گاهی سنگ می شویم : سخت و سرد ، می خوریم به شیشه

احساس دیگران !

گاهی مهربانیم : می شویم دریا و دیگران می آیند و دل به دریا

می زنند!

گاهی غروریم : تلخ می شویم و سر بالا و تنها می مانیم!

گاهی شکّیم  : ظلمت می شویم وکوچک !

گاهی آشغالیم : می شویم یک قوطی نوشابه رها وسط

کوچه های زندگی که هر کی به آن رسید لگدی نثارش می کند!

گاهی عشقیم : جاری و رویاننده و برای همیشه خضر می شویم !

گاهی گدائیم:نیازمندیم، در می زنیم، بی پاسخ می مانیم و

حقیر می شویم !

گاهی خیال می شویم و دیگران در اولین فرصت بی خیالمان

می شوند !

گاهی حاشیه ایم : نوشته می شویم در گوشه ی کتاب زندگی

کسی تا یادش بماند که هستیم ...اما لا به لای ازدحام صفحات

دیگر فراموش می شویم !

گاهی آنلاینیم : می شویم یه دلگرمی گذرا که خودش کلیه !

گاهی سنگوار ه ایم : در عمق قلب سنگِ یکی سالها دست

نخورده باقی می مانیم !

گاهی دستیم : نوازشگر و لطیف و حامی !

گاهی نگاهیم : عمق پیدا میکنیم و بی نهایت می شویم!

گاهی بوسه ایم : شیرین می شویم و می چسبیم بر لبهای

خاطره ی دیگری !

گاهی سکوتیم : سنگین  و ته نشین می شویم در عمق رود

خروشان زندگی !

گاهی هم صفر می شویم معلوم نیست به پایان رسیده ایم یا

تازه آخر شمارش معکوس پروازیم !!!!!!

...

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ - مریم (دستهای کیهانی)