دستهای کیهانی
رنج

یکی میگفت "هیچکسی رو ندیدم مثل مادرم ستم کشیده باشه"

با انچنان حرارتی ازمادرش می گفت که انگار تک تک مردم دنیا رو

 زندگیشونو خونده و حالا به این نتیجه ی بزرگ رسیده !!!

کمی نگاهش کردم و گفتم : هر آدمی توی این دنیا یه غم منحصر بفرد

برای خودش داره ؛

که اگر کتاب دلشو نو بخونی با خودت میگی این آخر رنجه!! 

بعضی ها پر سر و صدان همه می فهمند چی کشیده!

بعضی ها آروم درد و می کشن و از اینجا میرن تازه بعد از رفتنشون

میفهمن چه ها که نکشیده!

بعضی ها هم هیچ وقت کسی دردشونو نمیفهمه حتی پس از

رفتنشون!!!!!

........................

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

دوست دارم...

دو ....دو......دوس....دوست....دوست دارم ،

اصلا" باشه یه وقت دیگه بهش میگم

چقدر گفتن این جمله سخت شده برای آدما !!

حاضرن هدیه بدن ،جان فشانی بکنن،با هزار ایماء و اشاره وکنایه حرف

بزنن که تازه طرف بفهمه یا نه، پیغام بدن،...............

 اما وقتی می خوان رک و راست بگن دوست دارم ،

انگار آخر زمون شده، همه ی خجالتهای نکشیده ی عمرشون میاد

 جلوی چشمشون!!  

وای  که چه حسی داره شنیدن این جمله!!

وای که چه تاثیری میذاره این جمله !!

راستی یادم رفت بگم دوست دارم. 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

چی شد؟ چرا اینجوری شد؟

یه زمانی  وقتی می رفتیم مدرسه دل خوشیمون آوردن نمره ی ٢٠ بود و رضایت معلمها!

شاد وسرحال، فکرمون تنها به خودمون بود ،

اگه همه ی دنیا رو هم آب می برد من و تو رو خواب می برد!

بعدم صدای هر هر و کر کر مون فضای هر جایی رو که با هم بودیم پر میکرد!

چی شد که بزرگ شدیم؟ چی شد که فکر کردیم خندیدن گناهه ؟

چی شد که نگاه کردن گناهه بدتر  شد؟

چی شد که عاشقی از یادمون رفت؟

چی شد که یکدفعه چشم باز کردیم و دیدیم چندین سال گذشته ،

ما موندیم و کلی چکنم ،

ما موندیم و بچه هامون ،

ما موندیم و راههایی که هر روز هراس رفتن در آنها خوشی های کوچکمون رو هم گرفت!

ما موندیم و یه دل پر از آرزو اما دیگه نه برای خودمون برای بچه هامون!

یه روز برامون می نویسن:

" اونا بودنو یه دنیا آرزو  اما حیف..................... فرصتی نبود!"

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

پسرک

چون زود رسیده بودم ،توی ماشینم نشستم تا وقت کلاس نقاشیم

بشه و برم کلاس،که یکدفعه چشمم افتاد به کودکی که با نوک انگشت

آرام میزد به شیشه یک ماشین BMW آخرین مدل , توی ماشین دوتا

پسر با جدیدترین مدل موی سال که (همون سیخ تو پریز خودمونه)

نشسته بودن ،و اون انگار می خواست به اونها دستمال کاغذی

بفروشه ؛ اولش خودشونو زدن به ندیدن!!پسرک به هوای فروش دستمال

چسبیده بود به ماشین ، آینه اش رو با لذت دست میزد و بررسی میکرد

غرق امکانات توی ماشین بود، اصلا فروش یادش رفته !

مثل اونائیکه شرطی شدن ؛ فقط انگشتش به شیشه میخورد ، شایدم

توی اون سرما به این فکر می کرد که چندتا دستمال دیگه بفروشه می

تونه یکی از اینها بخره، که، یکدفعه  چراغ سبز شد و اونها با چنان

سرعتی حرکت کردند که پسرک داشت میرفت زیر ماشین!

آمد کنار خیابون لب جدول نشست، خیلی ترسیده بود ،با دستهای

کثیفش اشکهایش رو پاک کرد ،بدون اینکه چیزی بگه فقط نگاهش به

آسمون بود ،فکر کنم اونم داشت  می پرسید:" چرااااااا؟؟؟؟"

سنگین و بیرمق خسته از جنگ با چراها ی لاینحل از ماشین پیاده

شدم و به کلاس نقاشیم رفتم ،

در حالی که پسرک تمام فضای ذهنم رو پر کرده بود. 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

جمله های کار ساز!

امروز بعضی از جمله های زیبایی که به مرور بهش برخورد کرده بودم رو

براتون گذاشتم هرکدوم کافی است تا یه زندگی رو عوض کنه

بخونید:

١.هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگه که نمی تونی او را

ببخشی بدان که اشکال از کوچکی روح توست , نه بزرگی گناه او!!!!!!!

2.سعی کن هیچوقت عشق را گدایی نکنی چون به گدا چیز با ارزشی

 نمیدن!!!!

3.زندگی مانند شطرنج است ؛اگه بازی نکنی میگن بلد نیست ، اگه بد

 بازی کنی می بازی و اگه خوب بازی کنی همه در پی شکست دادن تو

 هستند!!!

4.پدرم می گفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب، حالا

 هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبودم!!!!!!

4.مثل خردمندان فکر کن اما با مردم به زبان خودشون حرف بزن!

5.همیشه تو یک ارتفاع بالایی از جو دیگه ابر وجود نداره، اگه یکوقت

دیدی آسمون دلت ابری بود ، بدون به اندازه ی کافی اوج نگرفتی!!!!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

افکاری که به هیچ دردی نمی خورند!!

لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیز های تازه نیست,

بلکه حذف کردن افکار کهنه است,

افکاری که به هیچ دردی نمی خورند!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

وقته چیست؟

حالا وقت فلسفه بافی نیست, باید حرفهای کوتاهتر و سبک تر زد ,

فکر کردن و استدلال کردن حال دیگری می خواهد ,

حالا فقط وقت احساس کردن است !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

(دکتر شریعتی)

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

عرض زندگی

پشت پنجره نشسته بود و رفته بود تو فکر نشستنش اونطوری بیحرکت

 منو یاد مردن حضرت سلیمان انداخته بود !!!

 همیشه وقتی اینطوری در سکوت فرو میره میدونم داره خاطرات تلخ و

شیرینش رو مرور میکنه!

وقتی ازش می پرسم :به چی فکر می کنی؟ منو نگاه میکنه و میگه: 

   " به زندگی ".

می خندم و میگم زندگی که اینقدر فکر کردن نداره !!!!!!!!!!!!!!!

بازهم ساکت میشه و بعد میگه" طولش آره اما عرض زندگی یعنی

اینکه چی از خودت بجا گذاشتی خیلی فکر کردن داره ".

منم یکدفعه رفتم تو فکر.......

 راستی چی به یادگار از من برای مردم دنیا می مونه؟

عشق؟ علم؟ نفرت؟ پول ؟خاطره های شیرین ؟

یا شایدم بعد رفتنم بگن نه خانی آمده و نه خانی رفته !!!!

خدایا کمکمون کن چقدر وقت تنگه و ما غافلیم.

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

...

پيام هاي ديگران()     link     دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

دستت را بمن بده

عشق کلامی از نور است که

 دستی نورانی

آنرا بر برگی از نور نگاشته است !!

-------------------------------------------------------------------

دستت را به من بده

تا از تاریکی نترسیم

دستم را بگیر

تا از آتش بگذریم

آنان که سوختند

همه تنها بودند!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

بلبل

بلبل آنچه که می خواست بگوید به گل

تمام راه زمزمه کرد

 وقتی به گل رسید

سراپا نگاه شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

قاصدک

قاصدکی

 روی سنگ فرش خیابان

در انتظار یک دست, یک فوت

این همه رهگذر!!

کسی!

پیامی ندارد برای کسی ؟

قصه ی این همه تنهایی را

قاصدک به کجا خواهد برد؟؟

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

عاشقی چه جوریه؟

یکی ازم پرسید عشق چه جوریه؟ چه حسی داره ؟

وقتی بهش فکر کردم دیدم

اون حسیه که وقتی بهش مبتلا میشی

داری کار میکنی پشت ذهنت سو سو میزنه!

داری به  درس و مشق بچه ها میرسی بازم بهت چشمک میزنه!!

داری خودتو بزور تو مترو جا میدی یه دفعه می بینی همه جا ساکت و همه ی ذهنت پر شده از عطر یادش , به خودت میای میبینی از مقصد گذشتی !!!

داری به چه کنم های زندگیت فکر میکنی ,می بینی دلت به یه جایی گرمه با خودت می گی چه کنم ها رو  ولش کن

و باز مسخ جادوی عشق میشی !!!!

 خیلی ها تو این دنیا میان و میرن بدون اینکه عاشق بشن , طفلکی ها از ترسشون دلشونو میزارن یه کناری کسی نبره وقتی میان بهش سر بزنن میبینن پ‍ژمرده , حرارتشو از دست داده , شک میدن, فریاد میزنن , یکی بهم کمک کنه اما دیگه خیلی دیره ,بیچاره سالهاست که مرده و یخ زده .

و باز این شعر یادم اومد که

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون  بگذری  دیگر  نتوان  بهم  رسیدن !!!!!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۱٧ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

پرواز

هزار سال عمر لاک پشت

درون لاک تاریکش

به یک لحظه پرواز ,پروانه

نمی ارزد

که با تمام کوتاهی

در خاطرات جنگل سبز

جاودانه می ماند!!!!!!!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۱٧ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

دیوانه

سالهاست که از یه خیابون رد میشم ( اگر بگم 10 سال اغراق نکردم ) و در تمام این سالها مردی را می بینم که شاید از نظر من و تو دیوانه به نظر بیاد اما , هر روز اگر حدود ساعت 7 از آنجا رد شی می بینی که داره ورزش میکنه و آهنگی رو زیر لب زمزمه میکنه, شاید هم به نوعی می رقصه, درست سر یک چهار راه پر رفت و آمد,کنار پیاده رو !!!! 

در تمام این سالهاکه حالا دیگه کم کم موهاش هم سپید  شده,   لبخند رو از هیچ کس دریغ نکرده, و آنچنان با عشق ورزش میکنه که ناخود آگاه وقتی می بینیش از ته دل شاد می شی.

کارگر ساده ی یک کارواش !!

خیلی ها میگن اون دیونه است, خوب باشه !!

مهم اینه که نقشش تو این دنیا چیه ؟ اگر یک دل هم با دیدنش شاد میشه اون کارش را عاشقانه انجام داده.

با همه ی ادعا هایی که داریم دل کسی را شاد میکنیم ؟این هنر رو داریم که صبح زود باعث انگیزه تو اطرافیانمون بشیم ؟

اصلا نقش ما تو این دنیا چیه ؟

می خواهی امروز برگردیم به خودمون و دوباره از نو شروع کنیم؟

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

مهربانی

مهربانی آرام می کند,

قصه خاموش می کند,

نوازش مست میکند,

 رویا غرق میکند,

دامان خواب میکند,

 دوست داشتن رام میکند,

 عشق تسلیم می کند ,

 ایمان مطمئن میکند ,

 شعر نرم میکند ,

خاطره گرم میکند,

خیال نشئه می آورد ,

 یاد در بند میکشد,

 امید پیوند میدهد و آرزو خلسه میزاید .................

دکتر شریعتی

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

از آزمایشگاه تشخیص طبی چه میدانید؟

دوستان نازنین

 تصمیم گرفتم تادر صفحات جانبی  وبلاگم اطلاعات ساده ای در مورد 

بعضی آزمایشات طبی , نحوه انجامشان و آمادگی که لازمه هنگام

مراجعه به آزمایشگاه داشته باشید را  براتون بگذارم!

 اگر سوالی هم در این زمینه داشتید حتما پاسخگو هستم.

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

مستی عشق

طفیل مستی عشقند آدمی و پری

ارادتی  بنما    تا   سعادتی    ببری

چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی

که جام جم نکند سود وقت بی بصری!

..................

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

سرنوشت

زندگی آن ندای مرموز و شور انگیزی که شمع و پروانه را به هم می خواند نمیشنود.

با خویشاوندی این دو بیگانه است .جهان خانه ی ایندو نیست . و از این است که

 سرنوشت عشقی که با مردم این اقلیم ناساز است , جز سوختن پروانه و گداختن

شمع نیست.یکی خاکستر میشود و دیگری اشک و .......پایان!!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

هر چه دلم خواست نشد!

درد روحی که در کالبدی زندانی است,درد انسانی که عالم برایش کم است وبا اینهمه,

از لحظه ای آنچنان که بخواهد, از گفتگویی  با آنکه می خواهد و از گفتنی از آنچه که

می خواهد محرومش کرده اند!

آزادی می خواست و ندادند,عدالت می خواست و ندادند, می خواست مردم را بفهماند

 نگذاشتند,می خواست لکه های فقر و پستی و جهل را از چهره ی ملتش بزداید  نشد,

می خواست  کاروان بی پناه و بی سرپرستی را راه برد, خانه نشینش کردند,

 میخواست عمر را همه در ارادت استادش بگذراندمرگ جدایی افکند ,

می خواستکسی را دوست بدارد اما.........!

هرچه خواست نشد و هرچه نمی خواست شد!!!!!!!!

(دکتر شریعتی)

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٩ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

عشق...

داشتم با سرعت حرکت میکردم و تو فکرم هزارتا نقشه ی چکنم داشتم!!!

از غذای شب فکر میکردم  تا پرکردن هزارتا چاله چوله ی زندگی !

خردو خمیر , با یه دنیا دل واپسی , دیدم دارم می پوکم ,گفتم خدایا چیکار کنم یه فکری به کلم بنداز بلکه آروم بگیرم !

نمیدونم چی شد یاد دوران عاشقی افتادم , یاد اونهمه ذوق و شوق , اونهمه عطش پایان ناپذیر ,دیونگی هاش, اشک ها و لبخند هاش , پچ پچ های بچه گونه , انتظار های خستگی ناپذیر , ................

یه دفعه به خود آمدم دیدم45 دقیقه رانندگی کردم و تو این دنیا نبودم دیگه اثری از اونهمه نگرانی نبود

 انگار باز عاشق شده بودم

چه راحت بوق ممتد ماشین کناری را تحمل میکردم!!!

دیگه پام و بی دلیل روی گاز فشار نمیدادم ,دیگه عجله برای رسیدن به ناکجا نداشتم !!

دلم می خواست دوباره و دوباره با زمزمه ی عشق , رها بشم و پر بگیرم .

راستی

 خدا اگه عشق و از بنده هاش میگرفت چی میشد؟!!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

نظرت چیه؟

چرا ما اینجوری شدیم........

 وبلاگ میبینیم نظر نمی دیم ,فقط ردمیشیم!!

کتک کاری تو خیابون میبینیم با علاقه می ایستیم نگاه میکنیم ,

اما جلو نمیریم جدا کنیم!!!!

دوست و خانواده ی ما تو مشکل می افته,

خودمونو میزنیم به اون راه که به ما چه مربوط!!!

توی مترو نشستیم , اونقدر بی تفاوت به اطرافمون نگاه میکنیم که انگار

همه سنگ و چوبند !!!!

هر روز داریم بی تفاوت تر و بی حس تر میشیم!!

اینا رو گفتم وقتی اینجا سر زدی حتما نظر تو بهم بگی

آخه نظر تو که منو میسازه!!!  قلب

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

دوستی

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش


حریف حجره و گرمابه و گلستان باش


یادمون  باشه قدر دوستی را بدونیم
یادمون باشه دوستامونو ارزون نفروشیم
یادمون باشه وقتی می خواهیم راجب
دوستامون قضاوت کنیم حتما حرف  

 اونها را هم بشنویم !!!!


یادمون باشه پیدا کردن یک دوست
خیلی سخت نیست اما نگهداشتنش
گذشت می خواهد,صبر می خواهد و یک دل دریایی!


یادمون باشه وقتی نیاز داریم   
ادعای دوستی نکنیم!

یادمون باشه اگر به دوستمون حسادت میکنیم

حتما باید به دوستیمون شک کنیم!

یادمون باشه در دوستی جرات عذر خواهی داشته باشیم!


یادمون باشه, همه ی اینها که گفتم
خیلی ساده است
همه بلدیم اما همین سادگیها را
نمیتونیم بهش عمل کنیم!!!


چه چیزهایی باید یادمون باشه و


ماها معمولا از یادمون میره!!!!!!!!!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)