دستهای کیهانی
مرد که گریه نمیکنه!

کی به تو گفته نباید گریه کنی ؟

اصلا واسه ی چی این جمله رو دودستی چسبیدی:

"مرد که گریه نمی کنه" و هر چی غم به جان خودت میخری !

بعد بعضی جاها آنقدر بهت فشار میاد که دیگه طاقتت تموم میشه تو دلت میگی:

 "کاش منم می تونستم بدون خجالت اشک بریزم تا سبک بشم و در همان لحظه از این گناه کبیره ذهنی توبه میکنی و هی با خودت میگی آروم باش ,مردا گریه نمیکنن!!!"

گاهی تو هم نیاز به آغوش آرامبخش مادر داری ,بگو که بارها هوست کرده مثل گذشته ها سرتو روی پاهاش بگذاری و موهاتو نوازش کنه,اما آن غرور لعنتیت نگذاشته! 

آخه فکر میکنی از وقتی بزرگ شدی دیگه باید همه چیز رو تو به دوش بکشی؟

غم نان ,غم کار,غم بودن و نبودن,غم ......

بیا و این سنت و بشکن هر وقت دلت گرفت با سربلندی اشک بریز و از این نعمت خداوندی استفاده کن ,آرامش بگیر ,آنوقت ببین چقدر عاشقتری ی ی ی ی ی ی ی!

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

فکر میکردی.....

آن روزی که داشتی ازدواج میکردی یادته؟

 هیچ فکر میکردی که به این روز بیافتی؟

 

...
ادامه مطلب

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

اگر ها...

 

 

بعضی وقتا تو رفتار آدمای اطرافم که دقیق میشم دلم یه دنیا

میگیره,برای تنهایی ها ,برای ترس ها ,برای خوابهای خرگوشی,

برای چیزای خوبی که میتونن ببینند اما چشماشونو محکم بهم

 فشار میدن تا نبینن,

از ترس اینکه بما گفته شده :

 اگر احساست را دیگران بفهمند کوچک میشی,

 اگر دلت بخواهد عین بچه ها بپر بپر

کنی بهت میگن دیونه!

اگر عاشق بشی بهت میگن بی حیا!

اگر گریه کنی بهت میگن کم ظرفیت!!

اگر با همه ی وجودت بخندی بهت میگن جلف!

اگر دلت بخواد تو خودت باشی بهت میگن منزوی!

اگر....... و هزاران اگر دیگر باعث شده تا ما

هر روز خودمون نباشیم

هر روز بیشتر و بیشتر از ترس اگرها خودمون را مخفی کنیم

هرکی بیشتر کار کنه کمتر فکر کنه میشه مرد زندگی

هرکی بیشتر تو خط این باشه که سفره ی رنگین تری بچینه,

و اینقدر که به فکر گرد و خاک خونه است به فکر خودش نباشه

  میشه زن کدبانوی خونه!!!

هرکی تو مهمانی ها بیشتر خودش را بگیره و کمتر بخنده

میشه آدم با کلاس فامیل !

ما دیگه حتی میتر سیم بهم دیگه بگیم :

"چقدر دلم برات تنگ شده "!

" هیچ میدونی چقدر دوست دارم؟"

"می خوام باهات یه دنیا حرف بزنم"!

سایه ی ترس از اگرها کم کم داره ما را از هم دور میکنه

یکوقت نگاه میکنیم که دیگه خیلی دیره

بیا دوباره بشیم همون بچه های سابق

با همون دیونگی ها

با همون یکرنگی ها

وبا همون نترسیدن ها!

قلببغل

 

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

روز تولد

روز تولد تنها یک روز شمار نیست

جایی است در مسیر زندگی که

وقتی بهش میرسی باید کمی سکوت کنی

برگردی وپشت سرت را با دقت نگاه کنی

حالا فکر کن چقدر راه آمدی !

اصلا درست آمدی؟

تا اینجا که رسیدی

این بهترین راه زندگیت بوده که انتخاب کردی ؟

نکنه راههای بهتری هم برای رسیدن باشه وتو ازش غافلی!

نکنه سرت به کم اهمییت ها گرم شده باشه

نکنه  روزمره شدی! این حتی از بدترین مرضها هم بدتره

اینروز هر سال برامون تکرار میشه

و ما هرسال فقط سرگرم گرفتن تبریک یا کادو دیگران میشیم

اگر امروز تولدته سعی کن

 کمی  دقیق تر نگاه کنی

تو می تونی بهترینها را انتخاب کنی

پس دوباره نگاه کن!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)