دستهای کیهانی
یادم باشد که....

یادم باشد که زندگی با همه ی درنده خوئی هایش زیباست!

یادم باشد هر وقت احساس کردم به آخر رسیدم ؛به یادم بیاورم

که من نیستم که آخرش را تعیین میکنم!

یادم باشد فکر نکنم حضورم همیشه باعث شادی افراد است!

یادم باشد دل آدم برفی از بس برایم غصه خورد آب شد!

یادم باشد محبتم را نگویم شاید کسی عاشقم شود و دلش به درد آید!

یادم باشد که عشق را به صبوری نمی توان دوا کرد!

یادم باشد بی آنکه بگویم درد دل کنم مبادا هوای کسی بارانی شود!

یادم باشد هر جا سخن از عشق باشد؛ سلاخی عاشق نیز هست!

یادم باشد در این روزگار گوسفندان سربه زیر؛ بهایشان بیشتر است !

یادم باشدکسانی هستند که به قصه ی دل من گوش کنند و فردا مرا نیز

چون قصه فراموش کنند!

یادم باشد روز و روزگار خوش است تا زمانیکه حق با دیگر ان است!

 یادم باشد فرقی نکند که امروز روز جهانی عشق است یا نه؛

 من همیشه عاشق باشم !

یادم باشد که سردی احساس دیگران ؛شعله ی سرکش عشق مرا

 خاموش نکند!

یادم باشد در هیچ کاری در زندگی روزمره نشوم حتی در عاشقی!

یادم باشد امروز آنها که میفهمند مهر دیوانگی دارند و آنها که نمی فهمند...

یادم باشد که..........

 خدایا چقدر نکته باید به یاد داشته باشم ؛

 آیا کسی به یادش هست که دلی اینجاست ؟؟؟

  

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

تنهایی

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
 
در این خانه ندانم  به  چه  سودا  زد  و  رفت


خواست  تنهایی  ما  را  به  رخ  ما  بکشد

طعنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت!!  
...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

وقتی فهمیدی..

گاهی وقتها حس میکنیم  چقدر تنهائیم !!!!!

خدایا............... کجایی ؟؟؟

صداش میزنی .....کسی هست؟دردمی کشی ....

من دارم داغون میشم منو می بینی؟؟؟؟؟ 

هر چی صدایت را بلند تر میکنی شاید بشنود و بعد با دقت

 گوش میدی ببینی جوابی میاد؟!!

 اما باز هم بغیر از سکوت مبهم و هولناک کائنات چیزی

دستگیرت نمیشه!!

نا امید میشی بدو بیراه میگی خودتو به در و دیوار میزنی ،

اما بازهم سکوت ...............

ترسیدی، به اندازه ی همه ی تنهایی های دنیا !

هیچکس کاری برات نمیکنه فقط همه با سرعت

 از کنارت رد میشن!!!!

دیگه از همه بریدی ،

فهمیدی که کسی کاری برات نمی کنه ،

فهمیدی که کسی عاشقانه دوستت نداره

فهمیدی که کسی تحمل اشتباهاتت را نمی کنه

فهمیدی که دوستت دارن اما بشرطی که........

فهمیدی که همه چیزایی که داری مال تو نیست 

فهمیدی که دیگه چیزی برات نمونده تا باهاش افتخار کنی ....

فهمیدی که..............

صبر کن؛

انگار کسی به قلبت در میزنه؟ فکر می کنی ...

مگه کسی منو یادشه؟

چقدر دلت گرم شده!

این کیه که روح مرا سخت در آغوش گرفته؟

بر میگردی وبا همه ی وجود فریاد میزنی

خدایااااااااااا .......................

اینهمه مدت فقط می خواستی بفهمم  که کسی .......؟!!!

و او ترا تنگتر در آغوش خویش می فشارد.

سر بر شانه اش می گذاری؛ آرام و مطمئن؛

متشکرم که  منو تنها نگذاشتی.

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)

فرصت شمار صحبت

زندگی خیلی عجیبه ، خیلی عجیب...!!!!

گاهی وقتها آدما کارهایی رو میکنند که وقتی بهش بر میگردن و

روش فکر میکنن خودشونم باورشون نمیشه که این همه خرابی

رو  آنها به بار آوردن !

تا حالا شده دله کسیکه خیلی برات عزیزه رو آزرده کنی؟

 و بعد هم روی غرور مسخره ات پا فشاری کنی و فکر کنی

اگر بهش بگی حتما کوچک میشی؟

تو خلوت خودت ،همه ی وجودت داره میگه منو ببخش اما تو در

ظاهر ساکت و خونسرد نشستی و رول آدمای موفق و

بازی میکنی!!!!!

می خوام بگم یادمون باشه شاید فردایی نباشه و اگر فردایی

 هم بود شاید عزیزی نباشه که تو فرصت کنی دل آزردشو از

 رنجش در بیاری.....

آهای جا نمونییییییییییییییییییییییییییی!

 

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون  بگذری  دیگر   نتوان   بهم   رسیدن!!!

 

...

پيام هاي ديگران()     link     پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧ - مریم (دستهای کیهانی)